![]() |
![]() |
|
| پراکنده نگاری |
|
یک مطلب خیلی جانب که الان یکی از دوستان برام تعریف کرد!
جناب آقای سخنگوی دولت در پاسخ به یکی از خبرنگاران در خصوص اینکه بسیاری از مواد دارویی کمیاب از دانمارک به ایران وارد می شده است و اینکه با توجه به توهین اخیر این کشور به مقدسات تکلیف بیماران چه می شود گفت:شان پیامبر اکرم برای ما مهمتر از جان انسانهاست است ! بیماران نگران نباشند.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 18:19 توسط ریحانه مظاهری |
|
|
شاید امشب شب مناسبی برای اولین نوشتن در وبلاگم نبود اما امشب ناخودآگاه این شعر را بسیار برایم ارزشمند است با خود زمزمه میکردم و تصمیم گرفتم به بهترین دوستم که مشوق من در راه اندازی این وبلاگ نیز بود تقدیم میکنم
مثل این است ، در این خانه تار ، هر چه ،با من سر کین است و عناد: از کلاغی که بخواند بر بام تا چراغی که بلرزاند باد مثل این است که میجنبد یاءس بر سکونی که در این ویرانجاست مثل این است که می خواند مرگ در سکوتی که به غمخانه مراست مثل این است ، در او با هردم به گریز است نشاطی از من مثل این است که پوشیده ،در اوست هر چه از بود ، زغم پیراهن مثل این است که هر خشت در آن سر نهاده ست به زانوی غمی هر ستون کرده از او پای ،دراز به اجاق غم بیشی و کمی مثل این است همه چیز در او سایه در سایهء غم بنهفته ست همه شب مادر غم بر بالین قصه مرگ به گوشش گفته ست مثل این است که در ایوانش هر شب اشباح عزا می گیرند بیوگان لاجرم ،از تنگ غروب زیر هر سر طاق جا می گیرند مثل این است که در آتش روز ظلمت سرد شبش مستتر است مثل این است که از اول شب غم فردا پس در منتظر است خانه ویران! که در او حسرت مرگ اشک می ریزد بر هیکل زیست خانه ویران! که در او هر چه که هست رنج دیروز و غم فردایی است! (احمد شاملو) |
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:1 توسط ریحانه مظاهری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|